احمد بن محمد ميبدى

501

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

در شيرينى و گوارائى و بزرگى و كوچكى بر بعض ديگر برترى داديم . و در آنها نشانهاى روشن براى كسانى است كه خرد دارند و درمىيابند . 5 - وَ إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَ إِذا كُنَّا تُراباً أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ . اگر تو اى محمّد شگفت دارى ، ( بدانكه ) شگفت سخنهاى ايشان است ( كه مىگويند : ) آيا هنگامى كه ما خاك شديم ما در آفرينش نو خواهيم بود ؟ اينانند كسانى كه به پروردگار خود كافر شدند و اينانند كه فردا غلها در گردن دارند و اينانند آتشيان كه در آن جاويدانند ! 6 - وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ وَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلى ظُلْمِهِمْ وَ إِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ الْعِقابِ . اينان ناگرويده و ايمان نياورده عذاب و كيفر خدائى پيش از توبه مىخواهند و در آن شتاب مىكنند و نمىدانند كه روز رستاخيز ، روز جزا و روز بدى براى ايشان است ! درصورتىكه پيش از ايشان عقوبتهاى گوناگون ( بر دروغ‌زنان ) رسيده و خداى تو صاحب مغفرت و آمرزش مردم است با وجود آن ستمها كه بر خود كرده‌اند ( از گناهان ) . و از سوى ديگر خداى تو سخت عقوبت است ( به دشمنان ) . 7 - وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ . كافران مىگويند چرا بر محمّد آيتى نازل نشده ؟ همانا تو بيم نمائى آگاه‌كننده و هر گروهى را راهنمائى هستى ! ( تفسير ادبى و عرفانى ) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . اى نامدارى كه نامت يادگار جان است و دل را شادى جاودان ، روح روح دوستان و آسايش غمگنان « 1 » . هركه او نام كسى يافت ، از اين درگه يافت * اى برادر كس او باش و مينديش از كس هركه مقبول درگاه خداوند آمد ، به اقرار اين نام آمد ، و هركه مهجور و مطرود استان عزت گشت ، به انكار وى آمد ! پيرى ، مريد را وصيت مىكرد : كه اگر همه ملك جهان بنام تو باز كنند زينهار تا بىنام خدا بدان ننگرى كه آن را وزنى نيست ، و اگر فرشتگان به چاكرى تو كمر بندند تا نام خدا بر جانت نشانى ننهد آن را محلّى نيست ! 1 - المر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ . آيه . اين حروف ، سرّى است از اسرار محبّت و گنجى از گنجهاى معرفت ، كه در ميان جان دوستان به وديعت دادند و خود ندانند كه چه دارند ! و شگفت آنكه دريائى همىبينند و در آرزوى قطره‌اى مىزارند . اين چنان‌كه : پير طريقت گفت : خدايا ، جوى تو روان و مرا تشنگى تا كى ؟ اين چه تشنگى است كه قدحها مىبينم پياپى ! زين نادره‌تر كرا بود هرگز حال * من تشنه و پيش من روان آب زلال ! 2 - اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها . آيه . آسمان و زمين و خشكى و دريا و هوا و فضا ، همه عالم خلق است و ميدان نظر خلايق ! و آن را نهايت پديد و زوال‌پذير است ، امّا عالم امر آن را نهايتى نبود و زوال‌ناپذير است . لطيفه : جوانمردانى كه نظر ايشان در عالم امر سفر كند ، ايشان اوتاد زمينند ، چنان كه اين كوه‌هاى عالم در صورت ، زمين را ( ميخ‌كوب ) و پاى برجا دارد و آنان از روى معنى ، عالم را به پاى دارند .

--> ( 1 ) با آنكه شرح بسم اللّه در سورهء فاتحه گذشت ليكن در بعضى سوره‌ها شرحى مختصر علاوه مىشود .